سيد علاء الدين محمد گلستانه
333
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
كرده ، فرمود كه : آيا رساندم به شما چيزى را كه خداى تعالى فرموده بود ؟ گفتند : بلى . فرمود كه : خداوندا ! تو گواه باش . بعد از آن فرمود كه : بدانيد كه هر مفاخرت كه به پدران و غير آن كنند ، و هر بدعتى كه در جاهليت بوده ، و هر خونى و مالى ، در زير اين قدمهاى من است و هيچ كس از ديگرى گرامىتر نيست ، مگر به تقوا و ترس الهى . بعد از آن فرمود كه : آيا رسانيدم حكم الهى را ؟ گفتند : بلى . فرمود : خداوندا ! گواه باش . بعد از آن فرمود : بدانيد كه هر رِبا ، يعنى سودى كه در جاهليت بود ، باطل و ساقط است . و اوّلْ آنچه ساقط است ، رباى عبّاس بن عبد المطّلب است . و هر خونى كه در جاهليت [ ريخته ] شده ، ساقط است و اوّل آن خونها ، خون ربيعه است . پس فرمود كه : آيا رسانيدم فرمودهء الهى را ؟ گفتند : بلى . فرمود : خداوندا ! تو « 1 » گواه باش . بعد از آن فرمود كه : شيطان ، نااميد شده از آن كه در اين زمين شما ، كسى او را بپرستد ؛ ليكن راضى است به آن كه اعمال خود را كه سهل مىگيرد ، از براى او بكنيد و وقتى كه اطاعت شيطان كرديد ، او را پرستيده خواهيد بود . اى مردمان ! به تحقيق كه مسلمانان ، برادران واقعى يكديگرند و خون مسلمان بر مسلمانان ، حلال نيست و مالش حلال نيست ، مگر چيزى كه از روى دلخوشى بدهد . و خداى تعالى ، مرا امر فرموده كه با مردم ، مقاتله كنم تا وقتى كه بگويند : « لا إله إلّااللَّه » و وقتى كه گفتند ، خون و مال خود را از من نگاه داشتهاند ، مگر جايى كه موافق حق بايد گرفت و حساب ايشان ، بر خداى تعالى است . اى مردمان ! آيا رسانيدم فرمان الهى را ؟ گفتند : بلى . فرمود : خداوندا ! گواه باش . بعد از آن فرمود : اى مردمان ! سخن مرا ياد داريد تا بعد از من ، به آن نفع يابيد و بفهميد تا مرتبهء شما بلند شود . شما را آگاه مىكنم كه بعد از من ، به كفر برمگرديد ، چنانچه از براى دنيا گردنِ يكديگر را بزنيد ، و اگر چنانچه اين كار [ را ] بكنيد و خواهيد كرد ، مرا خواهيد يافت در صف لشكرى ميان جبرئيل و ميكائيل كه شمشير بر روى شما زنم . بعد از آن ، به طرف راست خود ، التفات فرمود و ساعتى ساكت شد . بعد از آن فرمود كه : اگر خدا خواهد ، على بن ابى طالب را در آن لشكر خواهيد يافت . بعد از آن فرمود كه : آگاه باشيد كه در ميان شما دو چيز مىگذارم كه اگر دست از آنها برنداريد ،
--> ( 1 ) . الف : - « تو » .